روایت پیشرفتعصر نوآوریویژه

نقدی بر تصور تک‌روی ایرانیان

همه بدیهیاتی که در طول تاریخ ایران وجود داشته در واقع شبکه‌ی پیچیده‌ای از دلایل و اهداف و کارکردهاست که شاید به چشم صاحب نظران امروزی غریب بیاید اما بقای جامعه ‌ایرانی را فراهم کرده اند. از تشکیل تعاونی‌های چند میلیونی برای مدیریت منابع غذایی و مقدس پنداشتن برخی اشیا برای مدیریت امور اقتصادی و چرخش چرخ‌دنده‌های آن گرفته تا برگزاری مراسم‌هایی همچون مشکه زنی که سالیان سال مقوم روحیه جمعی و حیات اجتماعی ایرانیان بوده است.

در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که دانشجویان و پژوهشگران کشورمان به آماده خواری عادت دارند بدون توجه به این ظرفیت‌ها تنها به بازگویی بدیهیات و نظریات مشهور علمی بسنده کرده و قدمی پیش رو را در این زمینه بر نمی‌دارند. هرچند در این میان افرادی هستند که همچون مرتضی فرهادی علاوه بر تمرکز بر روی کارهای توصیفی و میدانی، به مفهوم‌پردازی وبحثهای نظری نیز بپردازند. نقد «نظریه تکروی ایرانیان»، بسط «نظریه یاریگری ایرانیان»، تنقیح نظریه توسعه بومی با عنوان «صنعت بر فراز سنت یا در برابر آن؛ انسان‌شناسی توسعه نیافتگی» از جمله نظریات مهم فرهادی است. کتابهای «انسان‌شناسی یاریگری»، «صنعت بر فراز سنت یا در برابر آن؛ انسان‌شناسی توسعه نیافتگی»، «به راه بادیه رفتن» از جمله کتابهایی هستند که بیشتر بار نظریه‌پردازیهای فرهادی را بر دوش می‌کشند.

نظریه یاریگری
کتاب «انسان‌شناسی یاریگری» از مرتضی فرهادی، یکی از مهمترین فعالیتهای نظری اوست. فرهادی در این کتاب ابتدا مفهوم غربی مشارکت را نقد کرده وتلاش می‌کند نشان دهد که برخلاف بازنمایی‌های طبیعت‌شناختی و انسان‌شناختی موجود الگوی روابط طبیعی در جهان مسئله یاریگری است و نه رقابت. او سپس به اتکا به داده‌هایی که در آثار پیش گردآورده به طور خاص به مسئله مشارکت و همکاری در فرهنگ ایرانی توجه می‌کند و ابعاد آن را بر می‌شمرد. او یاریگری را جوهره فرهنگ سنتی ایرانیان می‌داند و انواع آن در قلمروهای مختلف را شاخص‌سازی می‌کند.

یکی از مهمترین مقالات این کتاب «نقد نظریه تکروی ایرانیان» است. یکی از معروف‌ترین کلیشه‌های شرق شناسان غربی درباره فرهنگ عامه و روحیات و خلقیات ایرانیان این بوده که ایرانیان اهل کار تیمی نیستند و نمی‌توانند به صورت جمعی با هم کار کنند. از زمره این شرق شناسان خانم لمبتون (وابسته مطبوعاتی سفارت انگلیس در تهران) بود که در کتاب خود در یک بحث اجمالی ایرانیان را ذاتا «تکرو» خواند. وی بدون توجه به ساختارهای همکاری جمعی و تعاونی دهقانان و روستاییان ایرانی چون «واره» و «بنه» و… که تا گذشته نه چندان دور در طول و عرض تاریخ ایران گسترده بوده‌اند دهقانان ایرانی را فردگرا و تکرو خواند و از همان زمان به بعد این مفهوم بدون تأمل و بدون ررسی‌های میدانی و تجربی، بارها و بارها درادبیات دانشگاهیان و روشنفکران ایرانی به کار گرفته شد. مهدی بازرگان، حسن نراقی، آبراهامیان، حسین بشیریه و شاگردانش و… شماری از روشنفکران ایرانی هستند که در کتاب‌های خود این ویژگی را به ایرانیان نسبت داده‌اند.

عمده کار فرهادی در نقد این نظریه، نشان دادن ساخت‌های همکاری و مشارکت روستاییان و کشاورزان ایرانی بوده است. فرهادی در کتاب «واره» نشان می‌دهد که حداقل حدود ۲۰۰ هزار تعاونی غیر رسمی خودجوش زنان روستایی برای به اشتراک‌گذاردن تولیدات کشاورزی به ویژه شیر در مناطق مختلف ایران وجود داشته است. این دستاورد وقتی جالب می‌شود که روشنفکران ایرانی نه تنها روستاییان ما را بدوی و غیر مشارکتی تصویر می‌کنند بلکه مشارکت زن ایرانی را به چند دهه اخیر آن هم تنها در شهرها محدود می‌کنند.
آنچه در این میان قابل توجه است تأکید فرهادی بر استمرار جوهر همکاری و تغییر اشکال آن در طول زمان است. به این معنا که ممکن است شکل همکاری از «واره» شیر به «واره » پول در زمان حال تغییر کرده باشد اما جوهر آن که همیاری است همچنان باقی مانده است. توجه به ساختارهای ماندگار و یافتن طبقه‌بندی برای کنش‌های انسانی مثل انواع یاریگری بسیار جالب است.

فرهادی با مطرح ساختن نظریه توسعه بومی یا نظریه «صنعت بر فراز سنت» با نقد و بررسی نظریات کلاسیک توسعه تلاش کرده مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای و شواهد میدانی الگوی بدیلی برای توسعه تنقیح کند. او معتقد است که باید از سنت، فرهنگ و تمدن ایرانی نه صرفا مسئله‌ای زینتی که به عنوان پلی برای آینده (توسعه) بهره گرفت و از این جهت «مردم‌نگاریِ‌ دانش‌ها و فن‌آوری‌های‌ سنتی ایران، «نانِ‌شب» مردم‌نگاران‌ ایرانی» است. وی از اولین کسانی است که در ایران از لزوم «گردآوری دانش‌ها و فن‌آوری‌های‌ عامیانه‌ و کار ابزارهای‌ سنتی‌ در ایران» به عنوان رویکردی برای توسعه بومی و گسترش تکنولوژی ایرانی داد سخن سر داده و از همین زاویه به «آسیب‌شناسی‌ پژوهش‌های‌ فرهنگ‌ عامیانه» نیز پرداخته است.
فرهادی در مقاله «صنعت‌ بر فراز سنت‌ یا در برابر آن» که در چند نوبت در شماره‌های گوناگون مجله‌نامه علوم اجتماعی بازنویسی شده و بسط پیدا کرده و در نهایت همراه با مقالات دیگری در یک کتاب حجیم دو جلدی با همین عنوان منتشر شده است نیز از ایده صنعتی‌شدن به شیوه بومی و با حفظ محیط‌زیست و بر پایه دانش‌های سنتی دفاع می‌کند.

وی «انهدام‌ منابع‌ سنتی‌ آب‌ و پیامدهای‌ اجتماعی‌ ـ اقتصادی‌ ناشی‌ از آن» را نه به خاطر افزایش جمعیت که محصول طبیعی کشاورزی مدرن و صنعتی‌شدن بی‌رویه و بی‌توجه به خصوصیات بومی و منطقه‌ای می‌دانند. و از همین زاویه است که بیان می‌کند پیشرفت امری پیوسته است نه گسسته! مضاقاً که می‌بایست درون‌زا باشد.

او در نقد خود نسبت به دوگانه‌های جعلی تجدد و سنت یا صنعتی و سنتی نیز می‌گوید: «باید گفت صنعتی چیزی جز امروزی شده و نزدیک‌ترین حد سنتی نسبت به ما نیست همچنان که زمان حال، چیزی جز نزدیک‌ترین حد گذشته و محل تلاقی آن با نزدیک‌ترین حد آینده نمی‌باشد.
روشنفکران ما از آنجا که در ایران با انقطاع و گسل فرهنگی، به طور عینی یا ذهنی روبرو بوده‌اند، این دو را ماهیتاً دو نوع مختلف می‌پندارند و ارتباط و پیوستگی آنها را نفی می‌کنند، اما نگاهی به تاریخ اروپا نشان می‌دهد که چگونه انواع همکاری‌های سنتی، با تغییرات آهسته ـ پیوسته و یا جهشی در صفات ثانویه، به همکاری‌های صنعتی مبدل شده‌اند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن